یکی از سنت های مدرسه فرزانگان تهران حلقه و سرود ملی شونه. این که هر سال بچه های سال سوم روی یه آهنگ شعر می گن و یه روز دستای هم رو می گیرن. چندتا حلقه تو در تو درست می کنن. هر حلقه در جهت مخالف حلقه قبلیش می چرخه و سرودشون رو می خونن. این سرودها در طی سال ها جمع می شه. و هر سال سرودهای سال های قبل رو هم می خونن. توی افطاری مدرسه بچه ها از اول دبیرستان تا دانشجو تا بالاتر جمع می شن. همه با هم این حلقه رو تشکیل می دن و شرودهای سال های قبل رو می خونن. همه... از هر سنی... همه دستشون تو دست هم... واقعا دیگه اختلاف سن و ... مهم نیست. گاهی دست ها باز می شن. یه عده میان وسط و دوباره دست ها بسته می شن. ولی حلقه همیشه هست. خودش و روحش می مونه

/ 6 نظر / 4 بازدید
مهبان

هرکی خواست ببينه ما يه سيموليشن هم ازش داريم اون روه حاکم به حلقه... گاهی ميری تو حلقه يه عده به هيچ قيمتی دستشونو از هم باز نمی کنن . مجبوری بگردی دنبال جايی که حلقه باز می شه تا رات بدن تو . يه سرودی هست يه جاييش : ... هر گوشه ی دنيا ،‌گر با هميم و گر تنها . با هم ،‌همراه و هم پيمان ،‌ره پيماييم سوی فردا ... دستا می آن بالا از ته دلت داد می زنی :‌باااااا هم مييييييييی ماااااااااااااااااا نيم ...

محمد ط

از بيرون نگاه کردن به اين قضيه خيلی جالبه. از خيلی خيلی بيرون٬ خيلی خيلی جالب!

مهبان

روح بچه جان نه روه

حسین

یادمه دیروز گفتی که خودتو فرزانگانی نمی دونیو هیچ تعصبی هم روش نداری که!

K

باز هم معلوم شد منم

ندا

آره سنت خيلی خوبيه چه قدر من دلم مدرسمونو می خواد