بگرد. می گردم. می گردیم. می شکنم. بر می خیزم. بازی را ادامه می دهیم. حلقه تنگ است. صدا می آید. هیاهو. بیننده داریم. کداممان را تشویق می کنند؟ بگذر. فرقی نمی کند. بازنده منم. دروغ گفتم. فرق می کند. تو را تشویق کنند. به امید احتیاجی نیست دیگر. می چرخی. نگاهم می کنی. تو برنده ای. چرا لبخند نمی زنی. چاره ای نیست. گریزی هم نیست. خیالی هم نیست. می چرخم و به بازی ادامه می دهم تا تو خسته شوی. تا بازی را تمام کنی. همه باختم را فهمیده اند. دیگر بازی برایشان جالب نیست. تصویر گنگ پایان. فکر کنم بعد پایان هم چیز جالبی نباشد. ولی به هر حال تو زودتر تمامش کن...

 

 

 

 

ساکت. کسی قرار نیست چیزی بفهمد. مرد باش. بخند. راست بایست. اگر نه بمیر...

 

/ 7 نظر / 13 بازدید
دئنا

غم انگیزه...اما خوب ، حقیقت داره. خیلی خوب درکش می کنم...خیلی خوب...

شکوفا

جالبه[قلب]

...

خیلی حس جالبی رو بیان کردی......شاید بدترین حس دنیا......

سلام

رضا

خیلی قشنگ بود ... خیلی خیلی خیلی [ناراحت][ناراحت][ناراحت]

محمد

حس عجیبیه وبلاگت خیلی قشنگه خوش حال میشم به وبلاگ من هم سر بزنی