سکوت
...

ا

 Life & its fractality

 

 

- دارم به این فکر می کنم که فلسفه این که آدم نتونه خودش رو از بیرون، از دید بقیه ببینه چیه

خیلی جالبه، فکر کن، راهی نداری جز این که رو حدس و گمان بری جلو، به اون چه بقیه می گن اعتماد کنی

!

 

 

- بیا یه حالت متصور شیم

وایسادی یه جا، زیر یه لبه، خودت خبر نداری ولی یه کی با یه لیوان آب وایساده بالا سرت و می خواد بریزه روت. یه دوستت از اون ور تر یهو می گه برو عقب

دو حالت پیش می آد

یا بدون لحظه ای مکث بدون سوال با اعتماد به طرفت می ری عقب و خیس نمی شی و می فهمی چرا

یا می پرسی چرا و خیس می شی و می فهمی چرا

 

هممم

فکر کن

اعتماد بی سوال، کی کجا به کی

...